دوشنبه, ۲۷ دی , ۱۴۰۰ Monday, 17 January , 2022
  • اینک کدام پنجره باقی است؟! * 05 آذر 1400

    نگاهی به «نان و ریحان» سروده‌ی محسن بافکر لیالستانی
    اینک کدام پنجره باقی است؟! *

    شاعر باید چکیده‌ی جهان‌بینی‌اش باشد و جهان پیرامون‌اش در سروده‌هایش تجلی داشته باشد. اگرچه «نان و ریحان» همه‌ی کارنامه‌ی شاعری محسن بافکر لیالستانی نیست، اما برگزیده‌یی از کمی بیش از پنجاه سال حضورش در ادبیات، سیاست، کار و تحصیل در دانشگاه است

یکی خنده‌های مرا بند بیاورد… * 30 فروردین 1400

یادداشت «اکبر اکسیر» بر کتاب؛ کجای جهان بودیم روبسپیر یکی خنده‌های مرا بند بیاورد… *

بی در زدن وارد شو 18 آذر 1399

نگاهی به کتاب دوزبانه‌ی محسن آریاپاد بی در زدن وارد شو

با گونگادین در هاویه 18 مهر 1399

درباره‌ی علی میر دریک‌وندی و کتابش با گونگادین در هاویه

اسطوره‌های آفرینش در رمان تازه‌ی ابراهیم شیری 16 مهر 1399
معرفی کتاب

اسطوره‌های آفرینش در رمان تازه‌ی ابراهیم شیری

بازگشت یک فرشته اثری در سبک فانتزی مدرن است. در این رمان همه چیز با داستان آفرینش آغاز می‌شود و پروردگار به همراه فرشتگان مقرب از شخصیت‌های داستانند.

از بی‌مرزی عشق تا فرامرزی شعر 03 مرداد 1399
یادداشتی بر مجموعه شعر «باران را به خانه می برم» سروده‌ی فرامرز محمدی‌پور

از بی‌مرزی عشق تا فرامرزی شعر

عشق يك وديعه‌ی الهي است، امانتي الهي كه خدا فقط بر دوش آدمي نهاده است و از این منظر، دليل آفرينش هستي، عشق است و اساس هستي، عشق است.

این قاتل همان مقتول است 31 تیر 1399
نقدی بر کتاب اَدیل

این قاتل همان مقتول است

«برادرم را کشتم! کف اتاقش را کندم و خوب دوباره‌اش حسابی پاکوب و سفت کردم من هرگز نمی‌روم از لای پرده سپیدش توی اتاق را نگاه کنم. نه از ترس، نه! بلکه نمی‌خواهم چشمم احیانن به سبزه و یا یک جوری گل‌های ریز بنفشی که معلومن در مزرعه‌ها در دوروبر گور مرده‌ها می‌رویند بیفتد.»

بوی نوشتن 31 تیر 1399
نقدی بر بوی برف نوشته ی شهلا شهابیان

بوی نوشتن

کمی بعد کامیون ها از راه می رسند. سه کامیون یشمی رنگ پر از سالدات روس. افسری پیاده می شود. به اشاره دستش سرباز ایرانی نگهبان ساختمان شهرداری رشت جلو می دود. دیلماج از زبان افسر روس می گوید سرباز تفنگش را تحویل بدهد. سرباز ناباور نگاه می کند." تاواریش ما سالدات پادشاه! "افسر روس عصبانی می شود. فریاد می کشد. دستور می دهد. عزیزه جان نه ساله می ترسد.

با این همه گوسفند مرا قربانی می‌کنند 24 خرداد 1399
نگاهی به «صحافی باران» سروده‌ی آرش دل‌آور

با این همه گوسفند مرا قربانی می‌کنند

آرش دل‌آور البته تنها به جهان موجود بسنده نکرده و در بخش شعرهای کوتاه کتاب صحافی باران، جهان ممکن را نیز به چالش کشیده است