یکشنبه, ۳ مهر , ۱۴۰۱ Sunday, 25 September , 2022
  • آفرین بر رشت 07 شهریور 1401

    آفرین بر رشت

    در فضای"خود‌تخریبی" که میل شگرفی درگرفته چوب حراج به همۀ داشته‌های خود بزنیم، وداع با شکوه با سایه در زادگاه او درخور ستایش است...

«سوشیال مدیا» اسب تروای ادبیات گیلکی 08 مرداد 1401

نگاه شاعر گیلکی‌سُرا به قالب‌های نوین شعر گیلکی؛ «سوشیال مدیا» اسب تروای ادبیات گیلکی

بازی‌های زبانی در تعامل با اندیشه و احساس* 29 تیر 1401

نقدی بر مجموعه‌‌شعر«کجای جهان بودیم روبسپیر» سروده‌ی افشین معشوری بازی‌های زبانی در تعامل با اندیشه و احساس*

باید به دردهای نهفته زیرِ پوستِ شهر گریست 10 تیر 1401
نگاهی به مجموعه‌داستان «ماهی، مینو و دیگران» نوشته‌ی افشین معشوری

باید به دردهای نهفته زیرِ پوستِ شهر گریست

«افشین معشوری» را –شاید- پیش از خواندن «داستان ماهی» این‌همه آشنا به مسایل و اندوهان نهفته در سطح و عمق جامعه نمی‌دانستم. صرف نظر از همه‌ی این‌ها به اندازه‌ی وسیع گفت‌وگوها و دیالوگ‌های این قصه‌ی پرغصه که نوعی تراژدی است نیز باید اشاره داشت و به خالق آن آفرین گفت.

«ماهی، مینو و دیگران» بازتاب بی‌روتوش جامعه‌ی ماست 30 خرداد 1401
نگاهی به تازه‌ترین اثر داستانی افشین معشوری؛

«ماهی، مینو و دیگران» بازتاب بی‌روتوش جامعه‌ی ماست

«قهوه‌خانه‌ی مم‌تقی» الگویی از تجمعات روشنفکری است که در آن هر کسی نام‌اش را منتقد ادبی می‌گذارد و در غیاب هنرمندان شروع می‌کنند به ترور شخصیت دیگران و در باریک‌ترین مسئله‌ی شخصی او ریز می‌شوند، نکته می‌گیرند و می‌خندند.

دلبر خاکی و مینی‌مالیسم پنهان 18 خرداد 1401
نگاهی به مجموعه‌شعر مهدی حسنی؛

دلبر خاکی و مینی‌مالیسم پنهان

مينى ماليسم پنهان در صفحات اين مجموعه كوچك ، دريچه اى است به جهانى با گستردگى عشق و مهربانى. از باكس رز هاى قرمز روى جلد تا آن‌جا كه شاعر در انتهاى كتاب و در چهل و چهارمين فصل در معرفى خود از آرزوهايش مى نويسد.

رنج‌های بی‌شمار انسان در جامعه‌ی امروز 10 خرداد 1401
نگاهی به مجموعه‌داستان «ماهی، مینو و دیگران» نوشته‌ی افشین معشوری

رنج‌های بی‌شمار انسان در جامعه‌ی امروز

«ماهی»های بسیاری بوده‌اند و از یاد رفته‌اند که برای ما حتی به اندازه‌ی انتخاب رنگ شال‌مان اهمیت نداشته‌اند و همیشه با زبان سرزنش‌گر آن‌ها را مورد هجوم قرار داده‌ایم.

گاوها از دیدن ما آدم‌ها شاخ درآورده‌اند! 06 خرداد 1401
نگاهی به «بیچاره آدم‌فروش‌ها»، سروده‌ی حمیدرضا اقبالدوست

گاوها از دیدن ما آدم‌ها شاخ درآورده‌اند!

شاعر امروز؛ منقل‌نشین کوچه باغ هپروت نیست، او یک فعال اجتماعی، یک خبرنگار، یک روان‌کاو و روان‌شناس تیزبین است که درست مثل پونه، دم سوراخ مار می‌روید. او «اندیشه‌های لامارتینی» ندارد و از «کوچه»ی مشیری نمی‌گذرد.